سه شنبه 14 خرداد ماه سال 1387

یه کاری کن که میتونی یه خونه شو تو ویرونی

از این بیشتر نپرس از عشق نمیدونم نمیدونی

تو این تقویم دلمرده کسی اشکاشو نشمرده

کجا دیدی که تنهایی غماشو با خودش برده ؟

یه کاری کن از بیشتر نیفتم تو غم آخر

نذار شمع حضور من یه شعله شه تو خاکستر

نگو دوره نگو دیره نگو این قصه دلگیره

یه عمری رفته از دستم نیای عشق تو میمیره

یه کاری کن که میتونی یه خونه شو تو ویرونی

از این بیشتر نپرس از عشق نمیدونم نمیدونی

تو این تقویم دلمرده کسی اشکاشو نشمرده

کجا دیدی که تنهایی غماشو با خودش برده ؟

دوشنبه 13 خرداد ماه سال 1387

بمیرم واسه بغض تو

فکر منو نکن برو

دلو اسیر من نکن

اگه دوسم داری برو

تورو خدا گریه نکن

تصمیم آخرو بگیر

چارپایه رو بکش برو

چارپایه دستاشو بگیر

با دست عاشقت بذار

طنابو دور گردنم

میخوام فقط ادا کنم

حقی که مونده گردنم

من بشکنم برنجم

فدای تار موهات

مهم تویی نرنجی

برس به آرزوهات

مواظب خودت باش

با قلب من چه کردی

دلواپسم نباشم

به عشق کی بخندی

دوشنبه 30 اردیبهشت ماه سال 1387

دلتنگیه همیشگی دیگه تازگی نداره

دل ما رو باش چه جوری شده ویرون و آواره!

شنبه 14 اردیبهشت ماه سال 1387
میشه یکم به روم بیاری ی ی ؟؟؟
جمعه 13 اردیبهشت ماه سال 1387

مرا با خو ببر تا اوج بیداری

مرا خالی مکن از رنج تبداری

برای من همیشه عشق پا برجاست

مرا با خود ببر تا اوج بیماری ...

                                                               آیدا

چهارشنبه 11 اردیبهشت ماه سال 1387

ماهیای توی دریا قصه ی منو میدونن

مرغای تو آسمونا از غم دلم میخونن

حتی گلهای تو باغچه راز عشقمو شنیدن

ماه و آسمونو خورشید اشکای چشامو دیدن
دوشنبه 26 فروردین ماه سال 1387

چه از او مانده که من بگویم ؟

دیگر هیچ !

و انگار این پایان دلخوشیهای من است

پایان انتظار و پایان دلبستگیهایم !!!

اما من هنوز هم می اندیشم

به آن نگاه آرام ... به آن دل پر تلاطم

به کسی که برای من نبود ...

پنجشنبه 23 اسفند ماه سال 1386
چهارشنبه 22 اسفند ماه سال 1386

از دست تو نیست دل من از غصه پره ...

یادگار تو برای من این دل غصه خوره !

از دست تو نیست طاقتم طاق شده

دلم آروم نداره بازم که بی تاب شده

از دست تو نیست من خودم داغونم ...

دل بی خونه دارم یه عمریه ویرونم

از دست تو نیست شاکیم از دستت

وقتی میری و میگی نبود این قصدت !

از دست تو نیست دل من داغونه

عمریه داره به پای تو میخونه...

از دست تو نیست که شدم آواره

میدونه دلم بد کرده باهات بیچاره !

از دست تو نیست که دل من خونه

میمونه باهات این دل دیوونه .

                                                          آیدا ۲۱ /اسفند/۸۶

جمعه 3 اسفند ماه سال 1386

دلتنگم مثل تمام جمعه های عمرم

دلتنگ جاودانگیت ... دلتنگ دلواپسیت

دلم میخواهد تو باشی ... خود خود تو

با من نه برای من ... با من تا ببینم چه میکنی

تا بدانم خوبی ... تا نگران نباشم ...

زندگی سخت است میدانم ...

میدانم همیشه نمیتوان بود ...

بعضی وقتها باید رفت ...

میدانم میدانم ... رفتنت هم شیرین بود ...

مثل تمام لحظات با تو بودن...

لحظات در فکر تو بودن هم شیرین است ...

اما چه کنم که گاهی دلم طاقت نمی آورد !